محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
34
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
من اللّه : جار و مجرور متعلّق به محذوف و حال براى « جنّ » است . حينئذ : ظرف و متعلق به « لا يطيش » است . شرح و تفسير روزى به امام عليه السّلام گفته شد كه مىترسيم تو را ترور كنند . امام عليه السّلام عبارات گفته شده را در پاسخ فرمود . ترديدى نيست كه همگى روزى مىميرند ؛ گر چه برخى ممكن است تا صد سال يا بيشتر عمر كنند و ديگرى تنها يك روز عمر كند . آيا قوت و ضعف بدنى افراد است كه مدت عمر آنها را تعيين مىكند يا شانس و يا قضا و قدر ، تعيين كننده است ؟ ديدگاههاى فلسفى يا شبه فلسفى فراوانى در اين موضوع وجود دارد كه خرد را قانع نمىكند . عقل و تجربه ، هر دو گواهى مىدهند كه بدن بيمار نيز ممكن است گاه مدت زمان طولانى زنده باشد و گاه انسان در اثر يك ضربه مىميرد و ديگرى با خوردن دهها ضربه از آن نوع نميرد . . . بنابراين ، تنها راه در اين موضوع ، پناه بردن به آفريدگار مرگ و زندگى است و او خود در اين باره مىگويد : « هر قومى را اجلى است كه چون فرا رسد ، لحظهاى پس و پيش نتوان كرد . » « 1 » ( و إنّ علىّ من اللّه ، جنّة حصينة ) معناى اين فقره ، همان مضمون آيه پيش گفته است . در سخن ديگرى از امام عليه السّلام مىخوانيم اجل براى نگهبانى انسان ، كافى است . « 2 » خداوند علل و عوامل مرگ را بيان نكرده است ؛ ولى مردم آن را به عوامل محسوسى مانند كشته شدن ، بيمارى ، بزرگى سن ، غرق
--> ( 1 ) . فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ اعراف / 7 : 34 ) . ( 2 ) . « كفى بالأجل حارسا » حكمت : 306 .